ديدگاه ديانت بهائى نسبت به ديانت اسلام

۳۱ خرداد ۱۴۰۰

پیروان آیین بهائی از بدو پیدایش آن بیش از یک قرن و نیم پیش تا کنون همواره با صداقت و صمیمیّت از اسلام دفاع کرده و بدون هیچ ملاحظه حقّانیّت پیامبر اسلام و منشأ الهی آن دین را ثابت کرده‌اند. در این راستا کتب و رسالات و مقالات مختلف نوشته‌اند و در سخنرانی‌ها و سمینارهای منعقده در اروپا و آمریکا که بواسطۀ رواج شایعــــات و روایات بی اساس تا حدی با نظر شکّ و تردید به مروّج آیین مبین اسلام می‌نگرند حقائق اساسی شریعت مقدّس اسلام را بیان می‌کنند. بدیهی است در هنگام تشریح تاریخ و تعالیم اسلام بین اساس و حقیقت اسلام و پیرایه‌ها و خرافات و رسوم منتسب به آن تمیز قائل می‌شوند و به اصطلاح آب را از سرچشمۀ آن گرفته و از بدعت‌ها و آلودگی‌های ناشی از افکار و پندارهای ناصواب جـــدا می‌کنند.

قابل ذکر است که بسیاری از پیروان آیین بهائی قبلاً مسیحی و یا معتقد به ادیان دیگری بوده‌اند و در آن وقت حضرت محمّد (ص) را بعنوان پیامبر راستین نمی‌شناختند ولی پس از ایمان به امر بهائی به حقّانیت رسول اکرم و ائمۀ اطهار اقرار و اعتراف کرده و قرآن مجید را وحی الهی و کلام آسمانی محسوب می‌دارند. متأسّفانه این حقیقت بواسطۀ تبلیغات سوء از نظر اکثر مسلمین پوشیده است و خدمتی را که جامعۀ بهائی در شناساندن مقام و رتبۀ رسالت نبّی اکرم در بین ملیون‌ها پیروان ادیان دیگر نموده مسکوت مانده و نادیده گرفته شده است.

گفتنی است که حضرت عبدالبهاء فرزند شارع امر بهائی و مرجع بهائیان جهان طی سفر سه سالۀ خویش در اروپا و آمریکا در مجالس و کلیساها و حتّی کنیسۀ یهودیان در اثبات مقام نبوّت و عظمت رسول اکرم داد سخن داده در نامه‌ای از آمریکا خطاب به بهائیان شرق می‌نویسد: «… تابحــــال در این دیار نفسی نتوانسـت ذکری از حضرت رسول علیـه السّلام کند. علی الخصوص در کنائس و معابد مسیحیان و کلیمیان، بلکه حکایات و روایات عجیبۀ مفتریّه در السن خلق منتشر بود که جمیع استهزاء می‌کردند ولی حال الحمدلله در صدر کنائس اثبات نبوّت حضرت می‌شود و ابداً نفسی اعتراض ننماید و جمیع گوش می‌دهند و ساکت و صامت هستند…» i

دیدگاه دیانت بهائی در مورد اسلام مختصراً از اینقرار است:

اسلام آیین بر حقّ و مؤسّس آن رسول اکرم (ص) مبعوث من جانب‌الله است و قرآن مجید کتاب آسمانی است.

اساس اسلام بر پایۀ ایمان به یکتائی خداوند، حقّانیّت همۀ انبیاء و کتب مقدّسه از تورات و انجیل و زبور است. در قرآن مجید مکرراً به صحّت و اصالت انبیاء گذشته تأکید و تصریح گشته و تفاوت و تبعیض در مورد مقام و منزلت آن بزرگواران قائل نشده است «لا نفرّق بین احد من رُسُلِه»

هدف غائی نبی اکرم (ص) بر طبق آیات قرآن مجید تزکیه و تهذیب اخلاق و تعلیم حکمت بین مردمان و رفع اختلافات قومی و ایجاد الفت بین مؤمنین بوده است.

شریعت اسلام حاوی اصول و احکامی بود که مدت یکهزار سال ضامن حفظ و بقاء امّت و موجب نظم و ادارۀ جامعه و امّت اسلامی و ارتباط بین اقوام و ملل متفاوت بود.

اصول و مبادی اخلاقی و روحانی اسلام شامل حقائق معنوی است که پایدار و دائمی است همچون اصل عدالت، مروت، صداقت، محبّت که در واقع در همۀ ادیان نیز ملاحظه می‌شود و تغییر ناپذیر است.

اکنون اگر پرسیده شود پس اختلاف دیدگاه بهائی با اعتقادات رایج مسلمانان کدامست؟ می‌توان به اجمال گفت: فلسفۀ اعتقادی بهائی بر این امر تأکید می‌کند که فرامین هدایت و فیض الهی مستمرّ و بدون انقطاع است، به عبارت دیگر خداوند منّان بر حسب شرائط و ضروریّات هر عصر و زمان، تعالیم و احکام مناسبی برای حلّ مشکلات فردی و اجتماعی بشر عنایت می‌کند. پر واضح است که حامل این پیام و احکام الهی غیر از انبیاء و پیامبران یعنی نمایندگان حقّ تعالی که واسطۀ ارتباط عالم بالا با مردم زمین می‌باشند نمی‌تواند باشد. چنانچه در قرآن مجید آمده که هرگاه نسخ حکم و آیه‌ای لازم آید خداوند بنفسه اقدام می‌نماید و وضع قانون و شریعت تازه می‌فرماید.

بهائیان بر این باورند که ظهور آیین بهائی بمنزلۀ تحقّق وعده‌ها و انتظارات همۀ ادیان است چه که بلا استثناء همه در کتب مقدّسۀ خود به قیام «منجی» بزرگ عالم در پایان و آخرالزمان با انتشارات و اصطلاحات مختلف اشاره کرده‌اند و آیات و احادیث اسلامی نیز در این باره تأکید دارد و بشارت به ظهور موعود بوفور در آن دیده می شود. با ظهور دیانت بهائی پیام وحدت و صلح در جهان منتشر گردید و در عین حال اصالت و حقیقت همۀ انبیاء و پیامبران و علی الخصوص رسول اکرم (ص) ابلاغ و تصریح گشت تا به ارادۀ الهی دشمنی‌ها و سوء تفاهمات دیرینه به دوستی و الفت و آشتی مبدّل گردد.

iمکاتیب عبدالبهاء جلد۴ – ص ۸۹ – ۹۰

برگرفته از سایت «ولوله در شهر»